بروسلوز
بروسلوز
مقدمه
بروسلوز يكي از متداول ترين بيماری هاي مشترك بين انسان و حيوان است كه درتمام دنیا وجود دارد.
وضعیت بیماری در جهان
بیماری در تمام جهان، به خصوص در کشورهای اطراف مدیترانه (اروپای جنوبی، شمال و شرق آفریقا)، خاورمیانه، هندوستان و آسیای مرکزی مشاهده می شود. تا به حال 17 کشور (جزایر دریای مانش، نروژ، سوئد، فنلاند، دانمارک، سوئیس، چک و اسلواکی، رومانی، انگلستان، ولز، اسکاتلند، هلند، ژاپن، اتریش، لوکزامبورگ، قبرس، بلغارستان، ایسلند و مجمع الجزایر ویرجینیا) این بیماری را ریشه کن کرده اند.
سال 1887 یک پزشک انگلیسی به نام بروس Bruce جرمی از طحال سربازی که از نوعی بیماری با علامت تب مواج تلف شده بود، جدا نمود وآن را میکروکوکوس ملی تنسیس نام گذاشت. ده سال بعد یک دامپزشک دانمارکی به نام بانگ Bang جرم مشابهی از یک جنین سقط شده گاو جدا نمود و آن را باسیلوس آبورتوس نامید.
سپس در سال 1914 باکتری دیگری توسط تروم از موارد سقط جنین خوکها جدا شد و سرانجام در سال 1918 اوانس Evans متوجه شد که بین میکروبهای جدا شده از گاو انسان و خوک که تا این تاریخ جدا شده بودند، شباهت کاملی وجود دارد. وی ثابت کرد که بیماری در انسان ممکن است به وسیله میکروبهای جدا شده از دام نیز ایجاد شود و نام کلی بروسلا را برای این دسته از باکتریها پیشنهاد نمود.
عامل بیماری به نام بروسلا، یک کوکوباسیل کوچک، غیر متحرک، گرم منفی و بدون اسپور می باشد که در محیط هوازی رشد می نماید. در مقابل خشک شدن نسبتاً مقاوم بوده و مدت طولانی در دمای پایین زنده می ماند. مواد ضد عفونی کننده مانند فرمالدئید، هیپوکلریت، فنل و... ارگانیسم را از بین می برند. این میکرب با پاستوریزاسیون نیز کشته می شود.
ميكروبهاي خانواده بروسلا قادرند كه اكثر موجودات زنده مثل انسان، گاو، گوسفند، بز، اسب، سگ و… را مبتلا كنند. از جمله سويههاي مهم اين باكتري ميتوان به بروسلا آبورتوس كه گاو را بيمار ميكند،بروسلا ملی تنسيس كه باعث بيماري در گوسفند و بز ماده ميشود، بروسلا اوويس كه قوچها را بيمار ميكند و بروسلاكنيس كه باعث بيماري در سگ ميشود اشاره كرد.
بروسلای نوع بزی(بروسلا ملي تنسيس)، شايع ترين عامل ايجاد كننده اين بيماري در انسان مي باشد.
در كشورهاي پيشرفته صنعتي، نسبت ابتلاء مردان به زنان حدود «5 به 1» تا «6 به 1» و ميزان ابتلاء كودكان خيلي كمتر از بزرگسالان است.
دماي 60 درجه و به مدت 10 دقيقه، باكتري را از بين ميبرد. انجماد شير يا خامه در خلال توليد بستني، باكتري را از بین نمی برد و به مدت يك ماه در خامه يا بستني زنده ميماند. البته پس از يك ماه، بستني قابل مصرف خواهد بود.
باكتري؛
در ديوارهاي چوبي و كف آغل، در دماي پايين، براي مدت 4 ماه؛
درمراتع، مزارع و در مجاورت نور خورشيد 15 روز؛
در سايه به مدت 35 روز؛
در مدفوع حيوانات، بيش از يكصد روز؛
در آب به مدت يك هفته تا يكماه؛
در خاك خشك به مدت 4 روز؛
و درخاك مرطوب براي مدت بيشتري زنده ميماند.
هرگونه از این باكتريها، يك حیوان را به عنوان ميزبان انتخاب ميكند. اين گونهي حيواني، مخزن طبيعي به حساب ميآيد، ولي می تواند حیوانات دیگر را نیز مبتلا کند.
بروسلا آبورتوس:
در اصل، گاو را به عنوان ميزبان انتخاب ميكند ولي ميتواند به صورت ضعیفتر، انسان و بقيه حيوانات را نيز مبتلا سازد. در ايران، چون شرايط مراتع براي پرورش آزاد گاو فراهم نيست و در عوض شرايط براي پرورش گوسفند و بز مهياست، موارد ابتلا به نوع گاوی کمتر ديده ميشود.
بروسلا ملی تنسیس:
ميزبان اصلي آن، بز و گوسفند است، ولي ميتواند انسان و حيوانات ديگر را هم آلوده كند. شايع ترين و شديدترين نوع بروسلا كه در ايران باعث بروز بيماري تب مالت در انسان ميشود تحت تأثير همین گونه بزی است.
بروسلا ملی تنسیس در درجه اول برای بز و در حد کمتری برای گوسفند بیماریزاست.
بيماري ناشي از بروسلا ملي تنسيس در انسان و حيوان متداول است و بويژه در كشورهاي در حال توسعه اين بيماري شيوع بيشتري دارد و بيماري حاصل از بروسلا ملي تنسيس بسيار خطرناكتر و كشندهتر از بروسلا آبورتوس است.
اكثر عفونتها از طريق مصرف شيرخام يا پنير تهيه شده از شير غيرپاستوريزه گوسفند و بز ايجاد ميگردد ولي در بسياري از نواحي كه گوسفند و بز در كنار گاو پرورش داده ميشوند يا از مراتع و چراگاههاي مشترك استفاده ميكنند انتقال اين ميكروب توسط گاو نيز ممكن است صورت بگيرد.
بروسلا اوویس:
ميزبان اصلي آن گوسفند (قوچ) ميباشد كه باعث عقيمي در قوچ ها و سقط در گوسفندان ميشود. اين گونه ، باعث بيماري انسان نميشود.
در هر حال بروسلا ملي تنسيس(گونه بيماريزاي بزي) كه ميزبان اصلي آن بز و گوسفند ميباشد، عامل اصلي بروز تب مالت انساني در ايران ميباشد.
بروسلا کنیس:
ميزبان اصلي آن سگها هستند و به ندرت در انسان ديده ميشود. معمولاً به پرورش دهندگان سگ و افرادي كه تماس زيادي با اين حيوان دارند، محدود ميشود.
علایم درمانگاهی:
در دام آبستن واکسینه نشده سقط جنین از علائم مهم بعد از ماه پنجم است. جفت ماندگی و تورم رحم از عواقب سقط است. تورم رحم ممکن است حاد باشد و باعث سپتی سمی شود و یا مزمن شده و عقیمی را به دنبال داشته باشد.
در گاو نر گاهی تورم بند بیضه اتفاق می افتد. کیسه اسکروتوم ممکن است دردناک و متورم شود و تورم دوام داشته باشد. بیضه دچار نکروز شده و تخریب می شود، تورم حاد بیضه منجر به عقیمی می شود ولی در صورت سالم ماندن یکی از بیضه ها گاو توانایی باروری خواهد داشت. این نوع دامها شدیدا عفونت را دربین دامهای دیگر پخش می کنند، بخصوص اگر از آن برای تلقیح مصنوعی استفاده شود.
علایم کالبد گشایی:
ضایعات کالبد گشایی در دام بالغ اهمیتی در تشخیص ندارد، علایمی شامل نکروز و ضخیم شدن و چرمی شدن جفت وجود دارد.
تشخیص:
تشخیص آزمایشگاهی بروسلوز بر اساس جداسازی باکتری و نیز وجود آنتی بادی های ضد بروسلا آبورتوس در شیر، آب شیر و مخاط واژن و پلاسمای منی می باشد.
- آزمایش در سطح گله(Herd Test) :
این آزمایش از نوع آزمایش حلقه شیر است. این آزمایش کم هزینه و سریع است و تحت عنوان آزمایش سریع غربالگری(Rapid Herd Screening Test) در گله نامیده می شود.
این آزمایش بر روی مخلوط شیر از یک گله انجام می شود (این آزمایش برای شیر گوسفند قابل اطمینان نیست). در صورت مثبت بودن این آزمایش آزمایشات بعدی انجام می شود.
2. آزمایشات انفرادی (Individual Test) :
آزمایشات آگلوتیناسیون بر روی لام Plate Agglutination Test :
که شامل آزمایش رزبنگال(Rose-Bangal Test) و آزمایش کارد (Card test) می باشد. این آزمایش قابل اطمینان است.در دوره کمون بیماری جواب منفی کاذب نیز اتفاق می افتد.
- آزمایشات تکمیلی Supplementary test :
آزمایش کومبس یا آنتی گلوبولین Coombs test or Coombs Anti globulin test
آزمایش 2-مرکاپتو اتانول 2-Mercaptothanol test
- سایر آزمایشات:
آزمایش کمک به یاد آوری Anamnesis test
آزمایش PCR
تأثیر فصول سال بر روند بیماری:
در فصل بهار و تابستان كه در واقع فصل حاملگي و زايمان دامها است، در اثر تماس با جفت و یا جنین های سقطی و نيز مصرف شیر این دام ها، آلودگی بیشتر است.
تأثير شغل و موقعيت اجتماعي:
از نظر تأثير شغلي، به ترتيب: كشاورزان، قصابان، دامپروران، دامپزشكان، تكنسينهاي دامپزشکی و شاغلین در آزمايشگاهها ، بيشتر در معرض خطر ابتلا به بيماري بروسلوز قرار دارند.
كشاورزان، دامداران و زناني كه ضمن خانهداري به امور كشاورزي و دامپروري نيز ميپردازند؛ به خاطر :
تماس نزديك و مداوم با فضولات دامها و ذرات معلق موجود در هواي آغل و اصطبل و بدون استفاده از دستكش در زايمان دام ها و تخليه جنينهاي سقط شده از رحم آنها دخالت ميكنند و به علاوه، به شكل هاي مختلفي از لبنيات خام نيز استفاده مينمايند،... بيشترين تعداد بيماران را تشكيل ميدهند.
بيماريزايي در گاو:
عفونت در گاو در هر سنی ميتواند رخ دهد ولي معمولاً در دامي كه از نظر جنسي بالغ شده است؛ آلودگی ادامه پیدا می کند. در رحم دام ماده قندي به نام اريتريتول وجود دارد كه باعث رشد و تكثير باكتري بروسلا مي گردد. (به عبارت ديگر، محرك اين باكتري به حساب ميآيد).
انتقال بيماري به گاو اغلب از طريق تماس با جنين سقط شده، جفت آلوده و ترشحات رحمي گاو آلوده صورت ميگيرد. هرچند مخاط دهان، بيني و حلق ميتواند راه ورود باكتري باشد، ولي مخاط تناسلي اهميت بيشتري دارد.
احتمال انتقال از مادر به جنين نيز وجود دارد. در اين موارد ممكن است گوساله متولد شده به سرعت بيماري را نشان ندهد، اما پس از اولين زايمان، باكتري را دفع ميكند. توصيه ميشود از اين گوسالهها در توليد مثل استفاده نشود.
باكتري، پس از ورود به بدن دام، منتشر شده و بيشتر «درحيوان ماده، در بافت پستان و غدههاي لنفاوي» و «در حيوان نر، در بيضهها» جايگزين ميشود. همزمان با ادامهي دوران آبستني، باكتري در رحم دام رشد و تكثير نموده، سبب التهاب رحم ميشود و در نهايت باعث سقط جنين ميگردد.
علائم بيماري در دام:
مهمترين علامت بيماري در دامها، «سقط جنين» است. ضمن آنكه هيچ نشانه ديگري مانند تب و بياشتهايي ندارد. سقط، در يك سوم آخر دوران آبستني اتفاق ميافتد، «گاوها، از ماه پنجم آبستني به بعد» و «گوسفندان و بزها، از ماه سوم آبستني به بعد» دچار سقط ميشوند.
به دنبال سقط جنين، جفت ماندگي و عفونت رحم اتفاق ميافتد كه منجر به عقيمي و نازايي در دام ميشود. همچنین در گاو نر، باعث تورم بیضه (اورکیت) میگردد.
راه هاي انتقال بيماري در بين دام ها:
1.ترشحات رحمي دام هاي آلوده: مهمترين عامل پخش باكتري بروسلا در محيط ميباشد. به دنبال سقط جنين يا زايمان طبيعي، باكتريهاي فراواني وارد محيط ميشود. در صورتی که این ترشحات داخل آخورها و یا آبشخورها ریخته شود و به مصرف سایر دامها برسد، باعث آلوده شدن دام های سالم میگردد.
2.شیر آلوده: همچنین در دام هايي كه آلوده هستند، باكتري به پستان راه يافته و براي سال ها از طريق شير دفع ميشود، اين اتفاق، محیط دامداری را آلوده کرده و سبب ابتلاي دام های سالم ميگردد. همچنین گوساله ، بره و بزغالههایی که از شیر آلوده تغذيه ميكنند، مبتلا به بيماري ميشوند.
3.اسپرم: در دام نر، باكتري بروسلا در بيضهها مستقر ميشود كه علاوه بر التهاب بيضه، امكان ابتلاي ساير دام ها را از طريق دفع باكتري بوسيله اسپرم فراهم ميسازد. استفاده از اسپرم اين گونه حيوانات براي تلقيح مصنوعي، موجب انتقال آلودگي به دامهاي ماده ميشود.
توجه
در جفتگيري طبيعي، به علت اسيدي بودن محيط گردن رحم، اين انتقال اتفاق نميافتد ولي در تلقيح مصنوعي، چون میله پلاستیکی مورد استفاده تلقيح از اين محيط اسيدي عبور كرده و اسپرم را به داخل بدنه یا شاخ های رحم تخليه ميكند، در نتیجه، اسپرم آلوده با محیط اسیدی تماس پیدا نکرده و سبب آلودگي دام ميشود.
4.علوفه آلوده: استفاده از علوفهاي که به مدفوع دام ها از جمله مدفوع گوسفند ، بز و گاوهای مبتلا آغشته شده باشد.
5.بوییدن دام آلوده: بوییدن دام آلوده توسط دام سالم، میتواند باعث انتقال بیماری شود. بنابراین بایستی دام های آلوده به بروسلوز را از سایر حيوانات جدا نمود.
6.سگ های گله: چنانچه از جفت و جنينهاي سقط شده تغذيه كنند، به بيماري مبتلا ميشوند. آنگاه با ریختن ادرار، مدفوع و سایر ترشحات بدن سگ روی علوفه و یا داخل آبشخورها و تغذيه ساير حیوانات از آنها ، دامهاي سالم نيز آلوده ميشوند.
7.تنفس: باكتري دفع شده از دام آلوده، ميتواند از راه تنفس، دام سالم را آلوده سازد.
8.پوست و چشم: ريختن ترشحات دام آلوده به داخل چشم و ياخراشهاي روي پوست دام سالم، باعث آلودگي آن ميشود.
9.انتقال آلودگی از طریق مادر به جنین.
پيشگيري و كنترل بیماری در دام ها:
بهترين برنامه براي ريشهكن كردن بيماري در بين گاوها، عبارت است از:
1.شناسايي حيوانات آلوده از طريق آزمایش خون و آزمایش شير آنها
2.جداسازی و اخراج دامهای آلوده از گله و کشتار آنها در کشتارگاههای مجاز که زیر نظر دامپزشکی هستند.
3.واكسيناسيون دام ها
درمان بيماري در دام :
در مورد حيوانات، درمان مؤثر نميباشد، زيرا تا آخر عمر، آلوده باقي مانده و بیماری را به سایر دام ها منتقل می کنند. بنابراين تنها راه حل موجود، جداسازي و كشتار آنها ميباشد كه توسط دامپزشكي تحت عنوان تست و كشتار انجام ميشود. البته ضدعفوني دامداري نيز توصيه ميشود.
بروسلوز انسانی:
بروسلوز انسانی همواره منشأ حیوانی دارد و از راه تماس مستقیم با حیوان آلوده یعنی آلوده شدن پوست و مخاط به ترشحات و جنین حیوان بروسلوزی، واگیری انجام ی گیرد. در بسیاری از مواقع واگیری غیرمستقیم انجام می شود و از راه خوردن شیر آلوده بصورت خام و غیر پاستوریزه و یا فراورده های لبنی غیر پاستوریزه و خام مربوط به حیوان آلوده انجام می شود، و حتی پنیر تازه از مهمترین منابع عفونت بروسلایی انسان است.
انسان ممکن است به بروسلا ملی تنسیس، آبورتوس و سویس مبتلا شود. از بروسلاهای دیگر تنها در مورد عفونت ناشی از بروسلا کنیس در تکنسینهای آزمایشگاه و دامداران گزارش شده است.
بيماريزايي در انسان:
پس از ورود باكتري به بدن انسان، بطور معمول بين يك تا سه هفته و گاهي ٦ ماه بعد، علائم بيماري ظاهر ميگردد كه بستگي به حدت باكتري، راه ورود و دُز آلوده كننده دارد. نشانههاي بيماري در انسان تا حد زيادي به گونه بروسلا وابسته است ، به همين دليل بيماري به سه شكل حاد ، تحت حاد و مزمن تقسيم بندي ميشود.
علائم بيماري در انسان :
تب: معمولاً درجه حرارت بدن، صبحها طبيعي است اما در ساعات بعدازظهر افزايش مي يابد. درصورتي كه بيمار در بستر استراحت كند، تب به تدريج كاهش مي يابد. اما به دنبال اضافه شدن فعاليت بدني، مجدداً افزايش مييابد .
لرز يا رعشه: در شروع بيماري متداول بوده و با تب زياد، همراه مي باشد. با وجود اين، درصورت شروع تدريجي بيماري با تب مختصر، ممكن است لرز مورد توجه قرار نگيرد.
تعريق: ريزش عرق فراوان عصرگاهي و شبانه، از علائم متداول بروسلوز است.
درد بدن و عضلات: دردهاي عمومي و منتشر در بدن ، مانند درد عضلات ران، درد يك طرفه لگن خاصره، مفصل، سردرد شديد در نواحي پيشاني و گيجگاهي، دردكمر و درد در قسمت هاي پاييني پشت ... از نشانيهاي عمومي بروسلوز ميباشند. معمولاً دردها با خستگي غيرعادي، فقدان انرژي و حركت همراه مي باشند. در موارد شديد، معمولاً بيماران ترجيح ميدهند در بستر باقي بمانند. بيقراري عمومي و احساس بدحالي كلي، از ويژگيهاي اين بيماري است. درد مفاصل لگن و زانو در بين گروههاي سني جوانتر رايج ميباشد.
علامتهاي معده اي- روده اي: بياشتهايي ،تهوع و در حد كمتر متداول استفراغ، از علائم اوليه در بروسلوز ميباشد. ادامه يافتن بيماري به مدت طولاني، موجب كاهش وزن ميشود. يبوست از علائمي است كه گاهي مقدم بر اسهال، در برخي ازبيماران اتفاق مي افتد. از علائم ديگر اين بيماري، درد شكم است كه با افزايش گازهاي شكمي مرتبط ميباشد. زردي يا يرقان خفيف، به ندرت تظاهري از بروسلوز ميباشد.
علائم تنفسي: درد قفسه سينه و سرفه هاي خشك كه گاهي با توليد خلط همراه است، يكي ديگر از علائم اين بيماري به شمار ميرود.
علائم ادراري- تناسلي: سوزش و تكرر ادرار و درد يك طرفه بيضه در روزهاي اول بيماري، از نشانههاي آن است. علائم بيماري در زنان در خلال آبستني ظاهر مي شود . حاملگي ممكن است تا مرحله نهايي با زايمان طبيعي يا سقط جنين ادامه يابد. در زنان مبتلا به بروسلوز، دورههاي قاعدگي نامنظم فعال نيز، داراي اهميت است.
افسردگي رواني: در50 درصد بيماران مشاهده مي شود.
راه هاي انتقال بيماري به انسان:
الف) از راه گوارش:
مصرف شيرخام و فرآوردههاي لبني آلودهي غير پاستوريزه و يا نجوشيده مانند: خامه، پنيرتازه، بستني، آغوز و يا فله، معمولترين و مهمترين راه انتقال بيماري ميباشد. همچنين مصرف فرآوردههاي حيواني آلوده به صورت نپخته يا نيمپز، مثل: جگرخام، گوشت خام، دستگاه تناسلي حيوان (دنبلان) يا رحم آلوده، ميتواند سبب بروز بيماري در انسان شود.
مواد غذايي سنتي، نقش مهمي در انتقال بيماري دارند. با تحقيقات انجام شده توسط محققين، از 7 درصد پنيرهاي تازه محلي عرضه شده در مغازههاي مختلف مواد غذايي در ايران، باكتري نوع بزی جدا شده است. همچنين امكان جداسازي اين باكتري تا 11 هفته پس از توليد پنير، از اين فرآورده وجود داشته است.
ب) از طريق تنفس:
اين راه، بستگي به نحوه نگهداري حيوانات دارد. تنفس كردن از گرد و غبار آغشته به مدفوع ، ادرار و ترشحات دام هاي آلوده در هنگام تماس با آنها و يا تميز كردن محيط اطراف، ميتواند باعث ايجاد بيماري در انسان شود. همچنين ذرات آلوده به باكتري، در هنگام سقط، زايمان، كشتار و ذبح حيوان، در محيط پخش شده و در انسان توليد آلودگي ميكند.
ج) از طريق پوست:
در صورت وجود خراش در پوست، در حين عمليات مختلف مثل دستكاري جفت و جنين سقط شده، عامل بيماري به درون بدن نفوذ مي كند و فرد، آلوده مي شود.
همچنين تماس مستقيم پوست با خون، ادرار، ترشحات دام آلوده وآلودگي پوست در هنگام كشتار دام، پوستكني، تخليه دل و روده و آماده كردن گوشت، ميتواند باعث بيماري شود.
در روستاها و در محيطهاي آلودهي دامداريها، راه رفتن با پاي برهنه و تماس پوست با فضولات ، خاك و کود حيوانات آلوده، باعث بيماري ميشود.
د) تزريقات:
تزريق اشتباهي و اتفاقی واكسن زندهي بروسلا، باعث بيماري ميشود. اين حادثه بيشتر در واكسيناتورهاي دامپزشكي اتفاق ميافتد.
هـ) از طريق چشم و مخاطها:
پاشيدن اتفاقي مايعات، خون، ترشحات و فضولات حيوان آلوده به داخل چشم در هنگام زايمان و كشتار دام... و يا پاشيدن واكسن زنده بروسلا به داخل چشم واكسيناتورها در حين واكسن زدن دام ها... سبب بروز بيماري ميگردد. دليل آن، ورود باكتري از طريق بافت مخاطی و ملتحمه چشم ميباشد.
و) انتقال خون و پيوند استخوان:
انتقال خون، پيوند مغز استخوان و استفاده از سوزن هاي مشترك در معتادان تزريقي نيز، از عوامل بروز بيماري و انتقال آن مي باشد.
ز) انتقال از طريق جفت و شير.
پيشگيري و كنترل بیماری در انسان:
1.رعایت بهداشت عمومی توسط افراد شاغل در دامداریها، کشتارگاهها و سایر محلهایی که با دام و فرآوردههای دامی سروکار دارند.
2.اطلاع رساني درباره بيماري و راههاي پيشگيري از آن، به افراد در معرض خطر و در مناطق بومي به عامه مردم.
3.پاستوريزه كردن لبنيات.
4.خودداري از مصرف احشاء دام آلوده به بروسلوز، مثل كليه، كبد، طحال، قلب، رحم، دنبلان و استفاده نكردن از گوشت خام اينگونه دامها.
5.خودداري از مصرف محصولات خام دامي.
6.دست نزدن به لاشههاي آلوده، جنينهاي سقطي، ترشحات دام آلوده و جفت دامها.
7.استفاده از وسايلي نظير دستكش و عينك حفاظتي در تماس با دامها.
8.گزارش موارد بيماري، به مراكز بهداشت.
9.بیمه كردن دامها و جاگيزيني دامهاي سالم به جاي دامهاي آلوده.
کنترل بروسلوز انساني:
1.حيوانات آلوده را شناسايي و كشتار نمود.
2.با واكسيناسيون صحيح و به موقع كليه دامها (گاو، گوساله، گوسفند، بز، بره و بزغاله) از ابتلا ساير دامها جلوگيري كرد.
3.شير و ساير مواد لبني را پاستوريزه كرد، (هرچند موجب ريشهكن نمودن بيماري نميشود).
4.گوشت و مواد پروتئين حيواني مرتباً بازرسي بهداشتي شود.
5.آلايش دامهاي آلوده و لاشههاي بروسلوزي مورد استفاده قرار نگيرند. (لاشه هاي مبتلا به بروسلوز، ميتواند به مصرف سوسیس و کالباس برسد، چرا که طي فرايند توليد اين محصولات، گوشت حرارت زيادي ميبيند).
درمان بيماري در انسان:
بیماری در انسان قابل درمان است. به محض مشاهده علائمی که قبلأ ذکر شد، بایستی به پزشک مراجعه نموده و از مصرف دارو و درمان خودسرانه خودداری نماییم . در صورت مراجعه بهموقع به پزشک؛ درمان، سريعتر و مطمئن تر خواهد بود.
درمان با تجویز همزمان تتراسایکلین و استرپتومایسین یا جنتامایسین موفقیت آمیز است. در صورت عدم پاسخ به درمان فوق، تجویز طولانی مدت تریمتوپریم-سولفامتوکسازول(کوتریموکسازول) و در صورت درگیری CNS ریفامپین مفید است.

بدون دیدگاه